نمایش پست تنها
قدیمی 02-16-2012, 07:49 PM   #1
Tarannom
Member
 
آواتار Tarannom
 
تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: shiraz
پستها: 37
سپاس: 1,062
در 37 پست 538 بار سپاسگزاری شده
بازیکن (های) مورد علاقه: Roger Federer
پیش فرض میرکا، ابر زن دوست داشتنی

Mirka aka Miroslava Vavrinec در 1 آوریل 1978 در Bojnice بخشی از چکسلواکی به دنیا آمد. وقتی میرکا 2 سال داشت خانواده اش به Kreuzlingen شهری در حاشیه سویس نقل مکان کردند. پدرش میروسلاو، پرتاب کننده سابق نیزه و مادرش Drahomira ، مغازه جواهرفروشی ای را اداره می کردند.

میرکا - تنیس
در پاییز 1987، وقتی میرکا 9 ساله بود، میروسلاو خانواده اش را به نزدیکی Filderstadt آلمان برد؛ جایی که مارتینا ناوراتیلوا در مسابقات WTA حضور داشت. در Filderstadt ، مارتینا به گرمی از آن ها استقبال کرد. او به میرکا پیشنهاد داد تا تنیس را امتحان کند ولی میرکا گفت: " نه ، من رقص باله انجام می دهم."ناوراتیلوا که تحت تاثیر فیزیک بدنی و استعداد ورزشی او قرار گرفته بود نظر jiri Granta ، بازیکن تاپ سابق چک که در سویس زندگی می کرد را جویا شد و از او خواست تا استعداد دخترک را محک بزند. غریزه ی ناوراتیلوا درست از آب درامد . میرکا نه تنها مهارت های فوق العاده اش را با راکت تنیس به نمایش گذاشت، بلکه استقامت و پایداریش را هم نشان داد. Murat Gürler ، که در سال های ابتدایی مربیگری او را به عهده داشت ، می گوید:"وقتی تنیس به میان می آمد ، او کاملا در آن غرق می شد."
میرکا در طی مصاحبه ای با مجله سویسی smash ، در سال 1994 پس از بردن عنوان قهرمانی نوجوانان 18 سال سویس ، در سن 15 سالگی، گفت:"تنیس زندگی من است، اما کار کردن با من مطمئنا آسان نخواهد بود چراکه من بسیار یک دنده هستم ."
بلندپروازی و روحیه تسلیم ناپذیری او چشمگیر بود. در سال 1993 بعد از تورنمنتی در شهر Maribor اسلواکی ، او مربی اش را متقاعد کرد تا او را به تورنمنتی در Croatia ببرد. آن ها مجبور شدند از وسط روستاهای ویران شده و تانک ها و ماشینهای سوخته بگذرند چرا که قسمتی از Croatia هنوز درگیر جنگ های شهری بود. میرکا ترسیده بود ولی بلندپروازی او بزرگ تر و قوی تر بود.
میرکا در 17 سالگی در بین top 300 بود . اما مصدومیت طولانی پاشنه پا در 1996، او را چندین ماه از میادین دور کرد و باعث شد از رنک 300 بالاتر برود. او شجاعانه جنگید و توانست تا پایان سال 1997 به رده 262 برسد و هم چنان خوشبینانه به آینده می نگریست." من واقعا می خواستم جایگاهی در top 30 در رنکینگ جهانی داشته باشم ."
او با همت خود توانست در سال 2000 برای اولین بار در top 100 قرار گیرد و با خوش شانسی وایلدکارت برای ورود به المپیک را دریافت کرد ، گرچه رنک او صلاحیت حضور در المپیک را نداشت. میرکا در راند اول ، فقط توانست 2 گیم از النا دمنتوا ،بخت احتمالی مدال نقره ، بگیرد.
با این حال حرفه ی میرکا ان طور که امید داشت پیش نرفت. او در راند سوم us open 2001 به جاستین هنین باخت. ولی بهایی که او مجبور بود برای پیروزی هایش بپردازد بالا بود. با وجود چندین عمل جراحی و استراحت باز هم پایش مشکل ساز شد. بهترین رنکینگ او در 10 سپتامبر 2001 به دست امد ،زمانی که او به رده 76 صعود کرد اما پارگی رباط پای راستش او را از پیشرفت بیش تر بازداشت و باعث ایجاد وقفه ای چند ماهه شد.
us open 2001 آخرین دستاورد بزرگ او در تنیس بود به استثناء هاپ من کاپ در ژانویه 2002، جایی که او در کنار دوست پسرش در برابر ارژانتین به پیروزی رسید. کمی پس از آن در سن 24 سالگی او آخرین بازی خود را در WTA در budapast انجام داد . عمل دیگری روی پایش او را کاملا بی حرکت کرد و بالاخره دریافت که دوران حرفه اش به پایان رسیده.

ملاقات با راجر فدرر
میرکا و راجر برای اولین بار یکدیگر را در جلسات تمرینی درBail ملاقات کردند. میرکا:" من آرام و متمرکز بودم ولی راجر بسیار پر سروصدا بود . او آهنگ Backstreet boys را با بالاترین تن صدای خود می خواند. پس از ان من به او علاقه مند شدم. او بامزه ، شاد و سرشار از زندگی بود . او مرا به خنده وامیداشت."

داستان عاشقانه ی آنها زمانی شکوفه داد که هر دو نماینده سویس در المپیک 2000 سیدنی بودند.راجر: "روزهای فوق العاده و سحرآمیز. ما همدیگر را کمی از قبل می شناختیم ولی او سه سال بزرگتر بود واین یک مساله بود. گرچه در المپیک و در روستا؛ ما به خوبی پیش رفتیم و بعد ناگهان در آخرین روز المپیک یکدیگر را بوسیدیم." میرکا گفت اوایل متوجه نبود که راجر به او علاقه مند شده " او مرا نبوسید، تا آخرین روز المپیک."
راجر فدرر زمانی که 19 ساله بود گفته بود که تنیس را به دوست دختر ترجیح می دهد هرچند از زمان اولین روزهای رابطه اش با میرکا ثابت کرده که عشق و تنیس جفت عالی هستند.

حمایت از فدرر دورن و بیرون از کورت
راجر و میرکا در آغاز رابطه شان حرفه جداگانه ی خود را داشتند ولی از زمانی که آسیب دیدگی بی رحمانه حرفه ی میرکا را متوقف کرد، همه چیز دستخوش تغییرات شد.راجر:" چون پای او بهبود نیافت من از او خواستم که اگر مایل است کارهای مربوط به رزرو پروازها و هتل و... را انجام دهد . زمانی که من اولین ویمبلدون (در2003) را گرفتم ، ناگهان تلفن درکل روز زنگ می خورد. در آن موقع ما فهمیدیم که به کسی نیاز داریم که حرفه ای تر به من کمک کند. وقتی معلوم شد میرکا باید تنیس را کنار بگذارد او خودبه خود این مسئولیت را به عهده گرفت." راجر درباره حجم کاری دوست دخترش بسیار محتاط بود . راجر:" من در همان روز اول به او گفتم که اگر این کارها برای تو طاقت فرساست، فورا متوقفش کن. من نمی خواستم که او کاری انجام بدهد که دیگر از انجام آن لذت نمی برد. مهم تر از هر چیز من می خواستم به خاطر رابطه مان با او باشم نه مسائل کاری. باید بگویم ما سال سختی را سپری کردیم ولی بعد اوضاع بهبود پیدا کرد.
میرکا مسئولیت تمام امور راجر را به عهده گرفت .راجر:" میرکا پروازها و هتل ها را رزرو می کند، او همیشه با ATP در ارتباط است تا مطمئن شود همه چیز به خوبی با رسانه ها، اسپانسرها و... پیش می رود ، او تمام اوقات مرا مدیریت می کند ، زمانی که من نصیحت می خواهم او فرد مهمی برای من است. ما در خیلی از مسائل با هم هستیم و می توانیم درباره ی همه چیز با هم صحبت کنیم. حتی زمانی که من به کسی نیاز دارم تا خودم را قبل از مسابقه گرم کنم او حاضر است . او خارق العاده است. میرکا عاشق تنیس است و هیچ وقت مرا از تنیس دور نکرده بلکه همواره مرا به سوی آن سوق داده . مدیریت کارها فایده ی بزرگ دیگری هم داشت ، او به جای منتظر ماندن در خانه ، در هر تورنمت همراه من است که این بسیار عالی است. ما هر روز می توانیم با هم باشیم و هر دو به خاطر آن خوشحالیم و به همین دلیل رابطه ی ما این قدر محکم و پایدار است ."
میرکا به شدت از مرد خود حفاظت می کند. او به مداخله در مصاحبه ها شهره بود زمانی که احساس می کرد مصاحبه بیش از حد طولانی شده . با این وجود تقریبا تمام افرادی که با او در ارتباط بودند ، چه خبرنگارها چه مقامات یا هرکس در رابطه با تنیس؛ رویکرد تجاری او را دوست داشتند .

تاثیر میرکا در حرفه ی راجر فدرر
راجر:"بعضی ها می گویند من بهترین هستم ولی من برای بهترین بودن به میرکا نیاز دارم ." میرکا عنصر مهمی در موفقیت های راجر بوده است . وقتی او با میرکا آشنا شد بهترین رنکینگ او 50 بوده بدون هیچ عنوانی . حالا او دارای 70 عنوان (شامل 16 گرنداسلم) است و میرکا جزئی از تمام این عنوان هاست .

بسیاری از نزدیکان 6 بار قهرمان ویمبلدون عقیده دارند که راجر نمی توانست به این موفقیت ها دست پیدا کند بدون حمایت زنی که الان همسر او و مادر فرزندانش است. او به مدت 12 سال همدم وفادار و نقش کلیدی در تیم او بوده .
راجر:"میرکا نقش مهمی در تمام جنبه های زندگی من داشته ، او هر روز در سرتاسر دنیا در کنار من بوده و مرا حمایت کرده . من با او سریعتر رشد کردم، سریعتر پیش رفت کردم و با تشکر از او من در لحظات مهم آرام هستم. من بسیار به او بدهکارم ."
...

پایان زودرس و نابهنگام حرفه ی میرکا، او را افسرده کرد. "اصلا آسان نیست چیزی را ترک کنید که در تمام زندگی تان دوستش دارید . سخت ترین لحظات ، زمانی بود که من به مدت 8 ماه در خانه بودم و نمی توانستم هیچ کاری انجام بدهم . من زمان زیادی داشتم تا فکر کنم و تنیس تماشا کنم . راجر بزرگ ترین حامی من برای برگشت بود . او تنیس را به من برگرداند. هر زمان که او پیروز می شود مثل اینست که من پیروز شده ام ."
راجر:" یکی از مهم ترین چیزها برای من این است که صبح وقتی از خواب بلند می شوم میرکا را در تخت کنار خود می ببینم. این احساس خیلی خاصی است که او این جاست ."
با وجود تمام دستاوردهای مهم اش در کورت راجر می گوید زیباترین لحظه ی زندگی اش وقتی بوده که با میرکا آشنا شده . میرکا:" راجر هر روز عشقش را به من ثابت می کند .he tells me everyday very nicely thank you ." راجر:" در تعطیلات من می خواهم نقش ها را عوض کنم ، پس میرکا در مرکز توجه است . در تعطیلات من هرکاری می کنم که او دوست دارد. اگر او بخواهد به مدت 10 ساعت خرید برود با او می روم چرا که او در هر تورنمت 10 ساعت منتظر من می ماند . من سعی می کنم که او روز دل پذیری داشته باشد و خوشحال یاشد ." Pierre Paganini:" وقتی راجر با میرکاست ، حتی روبه روی تمام دنیا ، او طوری رفتار می کند مثل اینکه در خانه است . او خودش است ، طبیعی و به دور از تظاهر ."
میرکا حتی در دوران حاملگی هم راجر را در مسابقات همراهی می کرد . او در تمام مسابقات رولندگاروس حضور داشت و هم چنین در ماراتن اظطراب آور فینال ویمبلدون همسرش را حمایت می کرد .
Tarannom آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
59 کاربر زیر از شما کاربر گرامی Tarannom به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند: